بوداييان ژاپني هم مانند همكيشانشان در چين مشتاق بودند كارهاي قديسان خود را جاودانه سازند. يكي از مشروحترين و بهترين زندگينامههاي بودايي مربوط به هُونِن ـ شُونين (1133 ـ 1212) يا گِنكُو بنيانگذار مذهب جودو يا خاك پاك1 است، كه آيين آميدايي را به مردم ژاپن شناساند (مقدمه 2، 1101، 1173). اين كتاب در آغاز سدهٴ چهاردهم به اهتمام شونجو هوئين نوشته شد.
تبارنامهٴ امپراتور آسماني تأليف كيتاباتاكه چيكافوسا شامل تاريخ ژاپن از آغاز تا سال 1335 است. در آغاز اين بخش خاطرنشان كرديم كه هر ملتي مايل است به سرمنشأ پيدايش خود جنبهٴ اساطيري بخشد، ولي هيچ قومي اين كار را به شدت ژاپنيان انجام نداده است و نتوانسته خود را تا اين حد كامل مفتون موهومات سازد. كتاب كيتاباتاكه بيشتر مسئول اين جريان بود، هرچند اين خطا در زمان او كاملاً قدمت داشت؛ او آنرا اختراع نكرد، بلكه بدان تبلور بخشيد.2
1. از آنجا كه در ج 2 بارها از ((اصالت)) مذهب جودو و ساير مذاهب سدهٴ دوازدهم سخن گفتهام، خوش حالم كه ميتوانم تصحيحات زير را عرضه كنم. اينها برخلاف هشت مذهب پيشين، ژاپني اصيل بودند، ولي تنها به شكل سطحي. بنيانگذاران آنها ژاپني بودند و طبعاً بسياري ويژگيهاي ژاپني داشتند، ولي آموزهها چيني يا بيشتر هندي بود. بنيانگذار مكتب آميدايي چين، يعني چينگ ـ تئو تسونگ (=خاك پاك) هوئي يوان (چهارم ـ 2) بود. كتابهاي مقدس محبوب مذاهب آميدايي ژاپن عبارت است از 1)
Daimuryojukyo ؛ 2) Amidakyo ؛ 3) Kwammuryojukyo ؛ 4) Myoho-reng-kyo يا
Hokkekyo ، كه ميتوان اينرا هم اضافه كرد؛ 5) kishinron . دوتاي
اولي Sukhavativiyhasutra بزرگ و كوچك (به چيني Wu-liang shou ching
و O-mi-t'o ching، يعني كتاب زندگي جاودان و كتاب آميدا)؛ 6)
(Amitayurdhyanasutra (Kuan wu-liang shou ching، كتاب بزرگ زندگي
جاودان)؛ 7) يعني ايمان بيداركننده (Fa hua ching saddharmapundarika،
سوتراي نيلوفرآبي)؛ 8) (Mahayanasraddhotpada (ch'i hsin lun ، يعني ايمان بيداركنندهٴ منسوب به آشواگوسا (دوم ـ 1). مختصر آنكه متنهاي بنيادي آميدايي، پيشاز آنكه از سوي بوداييان ژاپني اقتباس شوند، سانسكريتي و چيني بودند. البته ميدانم كه در ترجمههاي چيني تبديلات زيادي وجود دارد (هر متن بيشاز يك بار ترجمه شده است) و ممكن است در ترجمههاي ژاپني هم تبديلات بيشتري باشد، كه هر مذهبي تعصب خود را وارد كرده (مقايسه كنيد با ترجمههاي كاتوليكي و پروتستاني كتاب مقدس). آيين آميدايي در چين هم بهاندازهٴ ژاپن توفيق داشت و مشهورترين مذهبها در هر دو آميدايي است. توفيق آيين آميدايي در ميان مردم مرهون همان دلايل رواني است كه در رواج مذهب كاتوليك يا مذهب ارتدكس دخيل است.
.(Nanjio (1883), A. K. Reischauer: Studies in Japanese Buddhism (New York 1917
K. L. Reichelt: Truth and tradition in Chinese Buddhism. در مورد ترانويسي
ژاپني Winternitz (vol. 2, 1920) Tokiwa and Ogiwara (Shanghai 1934)
آثار نانجيو، توكيوا و ريكلت حاوي حروفِ چيني است.
2. براي گزيدهاي از اساطير ژاپني و دوران موسوم به ((عصر خدايان)) يا كامي ـ يو،
نك .(Brinkley and Kikuchi (p. 8-27, 1914